برای کسی که نمی آید....! - تاریخ: 1397/11/30 ساعت: 13:32
یه جایی تو کتاب موزه ی معصویت هست که کمال، شخصیت اصلی، بعد از رفتن افسون مدام توهم میزنه که توی جمعیت شلوغ اونو دیده. مدام دخترایی رو میبینه که هیچی جز موهاشون شبیه افسون نیست ولی بخاطر این که موهاش
ماه و ماهی - تاریخ: 1397/11/30 ساعت: 13:32
برام یادآورِ منِ گوگولیِ موچتری مومشکی پوتین صورتی پوشه و شیرینی های تشریفات و فرفره هایی که با سین میخریدیم و قدمهایی که باهاش شهر رو متر میکردم و گوشیم میشمردشون. منی که آدمِ دل صاف و مهربونی بود.
برای مُب - تاریخ: 1397/11/30 ساعت: 13:32
تو هنوز برای من همون مُبی که وقتی بعد عید برگشتیم دانشگاه برام گردنبند و نوتلا خریده بود. همون که بهش ميگفتم ترمک و كوچولو و مسخره ش ميكردم. همون كه وقتی میرفتیم جلو در شیشه ای دانشکده و قد من کوتاه
مُب - تاریخ: 1397/11/30 ساعت: 13:32
و تو چه ميدونى كه چند بار رفتم توى صفحه ى چتت، زل زدم به جاى خالى تمامِ پى ام هايى كه پاک كردم ازت كه نبينمشون ديگه، و به جاى خالى تمامِ آهنگ هايى كه شير كرده بوديم، و به عكسِ تكرارى مسخره ت، و تايپ كردم كه "آدمِ بیشعورى هستى ولى متاسفانه دلم برات تنگ شده." و بعد ضربان قلبم بالا رفته و بعد پاكش كردم...
دل تنگی_ماهور - تاریخ: 1397/11/30 ساعت: 13:32
دانلود آهنگ
خاطرات..... - تاریخ: 1397/11/30 ساعت: 13:32
گاهی چقدر حسامون قوی میشه. امروز عصر توی این لیوان که از مسکو آورده بودم چای خوردم. کلا تو فکر اون روزا بودم. تو فکر مجسمه ی خروسی که لمسش شانس و بخت میاورد و من لمسش کردم. تو فکر دانشگاهش. متروش و ن
دیگر تمام شد! - تاریخ: 1397/11/30 ساعت: 13:32
من از لحظه ی اول که پایم را در خانه ی پر از گرد و غبار گذاشتم, از لحظه ای که غذاهای کپک زده ی بیست روز پیش را توی یخچال دیدم و ملافه ها و پرده های کثیفی که قرار بود وقتی من نیستم به خشکشویی بروند اما
زندگی در لحظه:) - تاریخ: 1397/11/30 ساعت: 13:32
گفت این شرابِ فرانسوی شیش ساله مالِ خودته, می تونی الان بخوریش, یا بذاری با چهارتا از اون دوستای اجتماعی عزیزت بخورینش یا نگهش داری بیست سال دیگه با هم بخوریمش... خاطره بشه...گفتم من خاطره نمیخوام. هم
تبِ تند - تاریخ: 1397/11/30 ساعت: 13:32
من و تو شبای زیادی رو بیدار موندیم تا صبح سیگار کشیدیم و حرف زدیم... من اولین مشروب زندگیم رو با تو خوردم. من با تو رقصیدم با تو خندیدم با تو مست نصف شب رانندگی کردم و نزدیک بود توی گودال آب کمربندی