برچسب:
نویسنده: پارسا شاکری
برچسب:
نویسنده: پارسا شاکری
برچسب:
نویسنده: پارسا شاکری
برچسب:
نویسنده: پارسا شاکری
برچسب:
نویسنده: پارسا شاکری
گاهی چقدر حسامون قوی میشه. امروز عصر توی این لیوان که از مسکو آورده بودم چای خوردم. کلا تو فکر اون روزا بودم. تو فکر مجسمه ی خروسی که لمسش شانس و بخت میاورد و من لمسش کردم. تو فکر دانشگاهش. متروش و ن
برچسب:
نویسنده: پارسا شاکری
برچسب:
نویسنده: پارسا شاکری
برچسب:
نویسنده: پارسا شاکری
برچسب:
نویسنده: پارسا شاکری